۱۳۸٦/٥/٢٠
عشقم به سلامه و به تکرارش عشق میکنم: سلام رفیق سلام موتور --------------- جمیع بچه مشتیا سلام: سلام رفقا سلام جیرجیرک! ...
سلام
نتیجه آزمایش میگه گلبول سفید خونمون lowلول شده..چیز یعنی کمه(من همیشه تو سپیدی یه شعور ناقصم..به جاش تو سیاهی یه پا استاد اعظم.)
سلام لوکوسیت:قربون اسم باکلاست میشه یه جورایی زیاد بشی، بشی مثلا دو هزار تا...شاهدم بیشتر..میشه؟
سلام خدا جون:
اقرب من حبلی دیگه ..الهی و ربی قربون اسم با کلاست ...میخوام کم بشم،جاش تو زیااااااااااااااااد بشی....خدا جون یهو شرمنده خودتو برگه ازمایشت نکنیمون روز جوابی...خدا جون:
اخر الدواء الکی:منتها رقةجلدم،خدا جون همین جا مداوام کن....
دلخوشم به همیشه تکرار این یه لغت: سلام
یا حق
------------------
نیمه شب واس جستن لیوان بالای سرم دست کشیدم و حدیث شیشه ای لیوانی که قل خرد و شکست!
سلام چشم:
امروز فهمیدم نور از تو مهمتره و و تو بدون نور ابزار بی مصرفی هستی به گوشه جنازه ام...فهمیدم ملت تو بدون نور مردمی اند به عفونت مرگ مبتلا...
اما چشم هر وخت نور بود و ملتت طوفانی شدو خواب دریا رو دید،تعبیرش رنگین کمانی شد که جعبه رنگم هم نتوانست تفسیرش کند....
از جهان با نظر بسته بسازید که عشق هر که را چشم ببندد به تماشا ببرد
اما سلام خدا جون:
دو تا پنجره بهم بخشیدی،یه پنجره دیگه بهم بده :
اجعل نور فی بصری.
سلام ،ماندگارترین شعری که دوست میدارم.
--------------------
کاش انژکتوری بودی..د قربونت برم سیصد لیتر بیشتر سهمیه نداشتی خب..
خوش مرام خوراک کاربراتت بالاست.......اصلا بیا وسط جاده بشینیم امداد جمعمون کنه...من که زورم نمیکشه هلت بدم
سلام خدا جون
میخوام بگم اومدم وسط جاده نشستم
کارت بنزینه که اساسی خلاصه...سیصد تا رو باکمون خیلی وخته خورده.یه مدت شایعه شده بود توی یه شهر دیگه سهمیت از نو پر میشه....خاطرت هست رفیق؟...اومدم تو شهر خودت خدا جون اندازه سیصد و شصت و پنج تا بزنم...نازل رحمتتو عشقه....
به تکرارش عشق میکنم:سلام
اقایی که شوما باشین دیدیم تو مراممون نیست..تا حالا صد تا تلیف شده ،بالای دیبستا فکس داشتیم،کلی نومه که نگه داشتیم زمستون شاید تونستیم یه کاسبی میزون باهاش ریدیف کنیم،خونواده میگن دکتر شو ..سرشون تو حساب نیس....من خودم لبو فروشی رو عشق میکنم...
وکلی مسیج که مال برخی از دوستان به علت پارینه سنگی بودن گوشی کاتب،می نمی دریافته...از بابت کفتر چاهی ها هم ممنون،شرمنده اگه برنگشتن اخه ابگوشت کفتر خوراک ماست(اه چقد چندش و بیشوهورم)
کلهم زیر بار محبتتاتون مچاله شدیمو از 27 جا شکست خوردیم..چیز بمیره این تلیویزیون که رو درست صوبت کردن مام پارازیت ول میکنه.دیسک کمر، شرمنده مخالفتهای دولت افرایی شد...اما داداش از اونجایی که ایشون لوس تشریف دارن(حضرت حناق زدش رو میشناسین)تعارف نوشابه وهندونه ممنونه چیز ممنوعه!شرافتا ملاحظه بفرمایین،ایشون دچار مرگ میشن.
و سلام شعار افراست
سخنگوی دولت افراییه
تابستان 86
-----------------
سلام
یه بار دیگه اومدم تلخی کلاممو قاطی حلاوت بساطتون شکر بزنم و قایمش کنم..شب عیدی رنده شدم به اعصابتون .اگه تحملتون هنوز وسیعه دل کشیدم امشبو واس یونس بنویسم(پیامبری که خاطره سالهای 72 ملت دربدر ماست)
سلام یونس
میخوام بگم زود رنجیدی یونس.اسباب کشیدی تو دل حوت،خونه از دل ما بردی
میخوام بگم هنوز مردم چشام هر غروب لب ساحل پیمونه پر میکنن رو به اسمون...هر ماهی ای که به گل میشینه دلم هری میریزه..یونس خدا کنه که زنده باشی!
و سلام کلامی که دوست تر دارمش
یا حق
-----------------
صدات ردیف نیست د قربونت برم..ببین استعداد داریا اما بیشتر از همه اعتماد به نفس(حناق که نیست گفتم یهو دچار ذوق سوختگی درجه 3 نشی)
سلام مسافر دور
چرت مینویسیا،میگما یه نمه استعدادت پره( گفتم که یه حالی بهت داده باشم) اما بیشتر از همه اعتماد به نفست.
جای اینکه مطمئن النفس بشی،معتمد النفس شدی،نفس دربدر دودرت کرد و انداختت تو چاه..حالام میدونم اگه رو حلقه چاه خم شدیو صداش میزنیو و تو کفی بکشیش بالا همش سیا کاریه،فیلمه رفیق.. فقط واس اون چند درهم و دیناریه که بفروشیش..
خدا جون سلام:
استعداد شدم تو هر چه بدیست و اعتماد کردم به نفسی که از اسمونش تیکه میکرد خرج زمینش بکنه...
امروز حکم پیامبری کسی رو امضا میزنی که سلام اورد...
خدا جون..این غار سنگی ما رو هم به یه معجزه روشن کن... منم سالهاست توی غار منتظر حکمم ای خدا..
هر که بیمار تو گردید مسیحا گردد
امروز روز بعثت سلامست .سلام
یا حق
-----------------
ادامه مطلب
لينک نوشته
| نوشته شده در ساعت
٥:٠٧ ب.ظ توسط : سید محمد انجوی نژاد
